ارسال شده در چهار شنبه 27 مهر 1390برچسب:, - 21:3
سلام.
فردا میخوام یکی از نوشته های خودم رو بذارم.
یکی از انشا های تخیلی/طنزی که نوشتم.
بیشتر داستان ها و انشا هایی که مینویسم تخیلی و بامزه هستن.
اما این آخرین انشام رو خیلی دوست دارم چون واقعا دوست دارم حقیقت پیدا کنه!
اگه در آینده چنین اتفاقی بیفته خییییییییییییییلی خوب میشه
اما دیگه چیزی در مورد اون نمیگم چون سورپرایزه!
وای من عاااااااااااااااشق این شکلک ام.
میبینمش روده بُر میشم!
البته یه جورایی میتونه مرموز هم باشه.
مثلا آدم وقتی مشق ننوشته به معلمش به جای مشق چنین لبخندی تحویل میده.
یا وقتی یه گلدونی چیزی رو شکسته!
یادم میاد تو گارفیلد1 هم این گربه ی ملوس بعد از اینکه با پرتاب کردن یه توپ تموم خونه رو منفجر و به هم ریخته کرد و بعد هم چنین لبخندی تحویل صاحبش،جان داد.
خوب دیگه بسه.
تا فردا بای
نظرات شما عزیزان:


من منتظرم تا انشات رو بخونم!
آره واقعا خیلی شکلک باحالیه، با نظرت موافقم